امشب خودم برایت میگویم
نوشته شده توسط : من و تو

در خیلی از کتاب ها و سایت ها جستجو کردم ولی امشب نتوانستم  چیزی پیدا کنم که مرا راضی کند و بتواند احساسات مرا در این کلبه عاشقانه برای تو بازگو کند ...

 

تصمیم گرفتم خودم حرف های دلم را هر چند ساده اما صادقانه برایت بنویسم :

همیشه عشق را آن قدر مقدس می دانستم که فکر میکردم برای دست یافتن به مرز عاشقی خیلی کوچک و ضعیف هستم ... برای داشتن عشق نیروی عظیمی لازم است که آن را به دوش بکشد و من این نیرو و توان را در خودم نمی دیدم .

وقتی تو با آن همه محبت صادقانه عشق رو به من نشان دادی دلم را تسلیم شده در برابر عشق و چشمان زیبایت دیدم و خودم را عاشق تو ...

و حالا می توانم عشق را به خوبی حس کنم و مفهوم عشق را به درستی درک کنم .

این عشق زیبا و مقدس نیرو و توانی به انسان می بخشد که بتوانی آن را در قلب خودت به خوبی حفظ کنی و شجاعتی به انسان می دهد که سختی ها و دوری های راه عشق را سهل و هموار می سازد . این ها همه نشان دهنده ی قدرت الهی است که در انسان پدید آورده است و از عشق خودش که بالاتریت و مقدس ترین عشق است در انسان دمیده است .

خداوندا سپاسگذارم که عشق را که گوشه ای از نگاه توست به من نشان دادی و من عشقم را تنها به نگاه تو می سپارم .

قلب من جایگاه توست عشق من و عشق تو همیشه و همیشه در قلب من جاویدان خواهد ماند . ..

 

در مکتب ما رسم فراموشی نیست

در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست

مهر تو اگر به هستی ما افتاد

هر گز به سرش خیال خاموشی نیست


 





:: بازدید از این مطلب : 141
|
امتیاز مطلب : 36
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
تاریخ انتشار : پنج شنبه 5 اسفند 1389 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: